در مورد شریف برای مهسا - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 18:13
اصلیترین تفاوت شریف با امیرکبیر در شور و نشاط علمیایست که به لطف ارتباطات اساتید با خارجیها (بیشتر منظورم ایرانیهای ساکن خارج است.) در دانشکده جاریست. توی دو ماه گذشته کلی سخنرانی و نشست علمی به درد بخور توی دانشکده برگزار شده است که عمومن در حاشیهی سفر اساتید ایرانی دانشگاههای خارجی که برای دیدار ب...
هنوز کار دارم - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 18:13
از مطالعهی کوتاه مقالات حضرتش ایدههایی به ذهنم رسیده بود که از دیشب فکرم را مشغول کرده بود. وقتی داشتم ایدههایم را دقیق میکردم، به سرم زد که بروم سرچ کنم و مطمئن شوم که خودشان این مسأله را بررسی نکرده باشند و خب احتمالن میتوانید حدس بزنید که با چه چیزی رو به رو شدم. این که فهمیدم یک هفته بعد از مطال...
با خودم (انقضا یک هفته) - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 5:53
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اسماعیل - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 16:26
اسماعیل از رضا براهنی
جوراب! - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:25
دوست دارم جای آقای روکانتن بودم تا وقتی خانم فرنسویز میگفت: "راستی نام نوشابهی اشتهاآور جدیدِ بریکو را شنیدهاید؟ چون توی این هفته دو تا از مشتریها ازش میخواستند." ... "اگر برایتان اشکالی ندارد، جورابهایم را در نیاورم." میگفتم: "البته که اشکالی ندارد... اتفاقن اینطوری بهتر هم هست!" پینوشت: گویا خطر ر...
خداحافظ زندگی سگی؛ سلام زندگی سگیتر! - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:25
پیشنوشت: برای اینکه وقت با ارزشت تلف نشه، مستقیم برو سراغ پینوشت دوم. دیروز باهام تماس گرفتن. با طائفه قرار ملاقات داشتم. مثله اصالت و اون یارو چینیه، اولین و مهمترین سوالش این بود که تو مگه نمیخوای ارشد بخونی؟ چهطوری میخوای بیای اینجا؟ میدونم طائفهی عزیز! چشام وازه! میدونم دارم چیکار میکنم... دیگه ...
مرثیهای بر پایان یک دوستی چهارساله - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:24
خودم هم انتظارش را نداشتم وقتی که آن جمله را از زبانت میشنوم این اندازه به هم بریزم. من بدم میآید از اینکه آدمهای اطرافم گم و گور شوند. بدم میآید از کوچ کردن. بدم میآید از خداحافظی. اما گویا این اقتضای این زندگیست. "رفتن" به خون انسان آغشته شده. این را دیشب فهمیدم وقتی که توی مراسم فارغالتحصیلی همکل...
به طره_نامه شانزدهم - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:24
از بوی خانه نو خوشم میآید. از بوی لباس نو. از بوی ماشین نو. از بوی اول مهر. بوی اول فروردین. از بوی گیس تو وقتی که تازه آنها را شستهای. از عطر نفست. از شعر نو حتا. من چهقدر از چیزهای نو خوشم میآید... همیشه نو بمان عزیز جان.
بالرینها - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:24
دقیقن نمیدونم چرا این تصویرو این اندازه دوس دارم : پینوشت: نمیدونم چرا یاد این افتادم.
اگر - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:23
چهقدررررر بازیها خوب بود. چهقدر متن قوی بود. چهقدر قوی بودم که تونستم بلافاصله بعدش درس بخونم و بهش فکر نکنم. چهقدر سوالهامو برام زنده کرد. چهقدر دلم خواست فیزیک بخونم. چهقدر درد داشت. چهقدر دیالوگ پایانیش تسکین دهنده بود. چهقدر ستیسفای شدم. مرسی، مرسی، لاو یو آل! حالا که امکانشو دارم، دیگه نمیخوام ...
پراکندهگوییهای روزمره 9 - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:23
1. مخصوصن اگه استاد شریف باشی و چار خط حرف نداشته باشی که بزنی یا نتونی که بگی، خاک بر سرت. 2. حالا که دارم به جدا شدن از شرکت فکر میکنم، هی هر روز با آدمای جدیدی آشنا میشم، هی دلبستگیم به شرکت بیشتر میشه :/ 3. دلم میخواد تو خونه نشسته باشم و کنترل به دست اخبار گوش بدم و حرص بخورم؛ بیاد اصرارم کنه ک...
چار کلمه حرف حساب با خودم - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:23
یادم باشه بنویسم.

برچسب‌های مرتبط

در مورد شریفی نیا | شعر در مورد مزار شریف | شایعات در مورد شریفی نیا | هنوز کار داره ها | اسماعیل حیدری | اسماعیل خویی | اسماعیل محرابی | اسماعیل فصیح | اسماعیل سردشتی | اسماعیل یکا